تبليغاتX
خُم خانه
تاریخی فرهنگی ورزشی اجتماعی کتاب صوتی طراحی قالب کدجاوا دانلود آهنگ عکس برنامه


چوپان : غذای من حاضر است و گوسفندان خود را دوشیده ام . کلون کلبه ام را انداخته ام و آتشم هم روشن است  و تو ای آسمان ، هر قدر که می خواهی ببار .


بودا : من دیگر نه نیازی به غذا دارم و نه به شیر . بادها کلبه منند و آتش من خاموش است  و تو ای آسمان ، هر قدر که می خواهی ببار .

چوپان : من چندين گاو دارم  و ماده گاوهاي بسيار. من مرغزارهای پدرانم را دارم و گاو نری که همه ماده گاوهایم را باردار کند . و تو ای آسمان هر قدر که می خواهی ببار .


بودا : من نه گاو دارم و نه ماده گاو . من مرغزار هم ندارم و هیچ چیز ندارم . از هیچ چیز هم نمی ترسم  و تو ای آسمان هر قدر که می خواهی ببار .

چوپان : من زنی فرمانبردار و وفادار دارم که سالهاست همسر من است  و شب هنگام خوشم که با او بازي كنم و تو ای آسمان ، چندان که میخواهی ببار .

بودا : من جانی دارم فرمانبر و آزاد . سالهاست که تعلیمش می دهم و به او می آموزم که با من بازی کند  و تو ای آسمان ، چندان که میخواهی ببار .

اين دو صدا هنوز درگوش من سخن مي گفتند كه خواب بر من چيره شد باد برخاسته بود و موج بر شيشه ضخيم مي كوبيدمن در بين خواب و بيداري چون دود مواج بودم.... 

(بر گرفته از "زورباي يوناني" نوشته نيكوس كازانتزاكيس)

زوربا اين دو ماهه اخير زندگي مرا تصاحب كرده. 

"مسيح باز مصلوب " اولين برخورد من باكازانتزاكيس بود كه شانس خواندنش موهبتي بود كه بهمن عطا شد. 

"زورباي يوناني" را هم كه "مهدي" به مناسبت "روز غير تولد" به من هديه كرد ( به سبك خرگوش داستان آليس در سرزمين عجايب) فتحي مي دانم در زندگي خويش. 

صراحت وبي پيرايگي كازانتزاكيس مرا اسير خود ساخته. نويسنده اي كه با تجربه زندگي پر فراز و نشيبش يافته هاي خويش در مسير  آزادي و اشراق را چه روان و صريح در اختيار من مي نهد. 

آزادي كه زوربا در  موردش سخن مي گويد وراي تمام تعاريفي است كه از اين واژه داشتم. بخصوص تمام آن تعاريف مبتذل و نازلي كه در اين ايران ما از اين كلمه وجود دارد كه جز تحقير انسان و روزمره كردن عالي ترين صفتي كه يك بشر مي تواند كسب كند وعالي ترين مفهومي كه يك انسان مي تواند درك كند نتيجه اي نداشته. 

اين روزها حسابي حالم به هم مي خورد كه  همه توهم زده شده اند كه به آزادي مي انديشند و در مورد آن شكر فشاني مي كنند غافل از آن كه تمام بيانيه ها ي  غالبين و  مغلوبين اين ورطه بهل و بشو ، جز توهيني به نفس آزادي و  انسانيت نيست.

من جز تأسف چيزي ندارم براي آنچه مي بينم. چون اين جنگ،جنگ من نيست.  




+ نوشته شده در  سه شنبه 14 مهر1388ساعت 12:53  توسط نادر  |