اردوی سورا آناهیتا در پارسی میانه یا امروزی ناهید یا اردویسور آناهید است و در زبان ارمنی آناهیت نامیده میشود. تاریخ نویسان کلاسیک باستان یونانی و رومی از او با نام آناتیس Anaïtis یاد کرده و یا او را با یکی از ایزدان معابد خود شناساندهاند.خرده ستاری نوع-اس سیلیسومی به نام آناهیتا ۲۷۰ به یاد او نامیده شدهاست.

آناهیتا، اَناهید یا ناهید که -در پارسی به معنای دور از آلودگی است - نام ایزدبانوی آب و باران و باروری در مذاهب ایران باستان. بسیاری از ویژگیهای این ایزدبانو با ایشتار که مورد پرستش اقوام سامی از جمله بابلیان بود نزدیکی دارد. هر دوی این ایزدان به سیاره ناهید (زهره) مربوطاند. به احتمال زیاد «اردویسور آناهیتا» نیز چون «میترا» از ایزدانی بود که پیش از پیدایش زرتشت، توسط مردم ایران و نواحی اطراف - ولو به نامهای دیگر- مورد ستایش قرار میگرفت.
آناهیتا ظاهراً با جنگاوری نیز مربوط بودهاست و باور بر این بود که جنگاورانی را که به پیشگاه او نذر کنند، یاری میدهد. در دوران ساسانیان این الهه به یکی از الهههای مورد پرستش ایرانیان قرار گرفت.
البته باید خاطر نشان نمود ایرانیان یکتاپرست بودند ولی آناهیتا و دو ایزد بانوی دیگر به طور مشترک به عنوان خدایان فرعی مورد تقدیس قرار میگرفتند.
با وجود دیرینگی و نفوذ پرستش «میترا» در ادوار پیش از ظهور زرتشت، بعدها این ایزد در میان ایرانیان تا اندازهای به فراموشی سپرده شد. اما در مقابل چنین جریان فکری و دینی، «ناهید» چنان مقامی در باورهای ایرانیان به دست آورد که نه تنها پرستشگاههای بسیار زیاد و مجلل و باشکوهی از او میبینیم، بلکه تندیس و نمادهای این زن ایزد در اینجا و آنجای این سرزمین پهناور باقی ماندهاست. آناهیتا نام یک معبد در شهر تاریخی و ویران شده بیشابور (مربوط به دوره ساسانیان) در غرب کازرون نیز میباشد.در اساطیر ایران مزید بر آناهیتا که یشت پنجم مختص ستایش اوست در اساطیر از خدایی به نام اپام نپات (زادهٔ آب) به عنوان پاسدار آبها یاد میشود. از اپام نپات در اوستا یسنا ۱ فقرهٔ ۵، یسنا ۲ فقرهٔ۹۵، زامیاد یشت فقرهٔ ۵۱و۵۲ یاد شدهاست.
کَنگاوَر یکی از شهرهای استان کرمانشاه در ایران است و دارای قدمت 2000ساله است و بیانگر این قدمت معبد آناهیتا الهه آب است. این اثر مربوط به دوره اشکانیان بوده است. بلندترین نقطه این معبد ۳۲ متر ارتفاع دارد و دارای ۲۲۰ متر طول و ۲۱۰ متر عرض است راه ورودی این معبد دو پلکان در قسمت جنوبی آن است که با پلههای کاخ آپادانا برابری میکند همچنین آناهیتا بر اساس متون تاریخی فرشته و نگهبان آب و فراوانی و زیابایی و باروری بوده است و در دوره اشکانیان به لحاظ رواج پرستش الهه ناهید تیر داد اول در یکی از معابد ناهید(آناهیتا) تاجگذاری میکند.


چو ایران نباشد تن من مباد بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
اگر سر به سر تن به کشتن دهیم از آن به که کشور به دشمن دهیم
دریغ است که ایران ویران شود کنام پلنگان و شیران شود 


هفتم آبان ماه مطابق با بيست و نهم اكتبر روز جهاني كوروش (سايروس دي) نام گذاري شده است كه از دير باز ایرانیان، يهوديان و دوستداران حقوق بشر آن را گرامي مي دارند و رعايت مي كنند.

کلمه کوروش به معنای خورشید وار ( کور = خور = خورشید) و( وش = مانند) می باشد .ایرانیان کوروش را "پدر" و یونانیان که ممالکشان را فتح کرده بود" سرور"و یهودیان که آزادی را به ایشان بازگردانده بود" مسح کننده"و بابلیان اورا" مردوک به منزله مورد تایید" می نامیدند.
تبار کوروش از پدر به پارس ها و از مادر به مادها می رسد.
افسوس که در تقویم ما هیچ اسم و اثری از این روز و این بزرگ مرد تاریخ کشورمان (همانند خیلی از مردان و زنان بزرگ دیگرکه برای ما ایرانیان گم نام مانده اند) نیست . اینکه چرا به گذشته و بزرگانمان بی مهری میکنیم و عواقب آن چیست بماند تا فرصتی و روزگاری دیگر و اما بد نیست لا اقل امروز را با این بزرگ مرد تاریخ هم نوا شویم.
اين روز به مناسبت تكميل تصرف امپراتوري بابل به دست ارتش ايران (اكتبر سال ۵۳۹ پيش از ميلاد) و پايان دوران ستمگري در دنياي باستان برقرار شده است . ۲۵۴۴ سال پيش در همين ماه اعلاميه تاريخي كوروش بزرگ در زمينه حقوق افراد و ملل انتشار يافته بود كه نخستين سنگ بناي يك دولت مشترك المنافع جهاني و هر سازمان بين المللي بشمار مي آيد.
متن اعلامیه جهانی حقوق بشر کورش بزرگ

اینک که به یاری مزدا تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه را بر سر گذاشته ام اعلام می کنم که:
- تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند .
- من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد ، هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كرد و هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايد و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد .
- من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ، كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد ، من حق وي را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .
- من تا روزي كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال ، تصرف نمايند .من تا روزي كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصي ، ديگري را به بيگاري بگيردو بدون پرداخت مزد ، وي را بكار وادارد .
-
- من امروز اعلام مي كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر ديني را كه ميل دارد ، بپرستد و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند ،مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را غصب ننمايد ،و هر شغلي را كه ميل دارد ، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است ، به مصرف برساند ، مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند .
- من اعلام مي كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده ، مجازات كرد . مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلي ممنوع است .اگر يك فرد از خانواده يا طايفه اي مرتكب تقصير ميشود ، فقط مقصر بايد مجازات گردد ، نه ديگران .
- من تا روزي كه به ياري مزدا ، سلطنت مي كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنيز بفروشند و حكام و زير دستان من ، مكلف هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموريت خود ، مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و كنيز بشوند و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد .
- و از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالك اربعه به عهده گرفته ام ، موفق گرداند."

گفتنی است مرحوم علامه طباطبایی ذوالقرنین را که قرآن از او به عنوان حاکمی عادل و نیک سیرت یاد شده کوروش کبیر دانسته است .


كرمانشاه يكي از باستاني ترين شهرهاي ايران است كه گفته ميشود توسط طهمورث ديو بند پادشاه افسانهاي پيشداديان ساخته شده است. برخي از مورخين بناي آن را به بهرام پادشاه ساساني نسبت ميدهند.کرمانشاه در زمان هخامنشیان از اهمیت و اعتبار ویژه ای برخوردار بوده بطوریکه مرکز یکی از ساتراپ نشینهای بیست گانه آن دوران بوده و بعنوان قلب سرزمین مادها و مرکز قدرت پیشوایان مذهبی یا همان مغ ها بشمار میرفته.
كرمانشاه در زمان قباد اول و انوشيروان ساساني به اوج عظمت خود رسيد. در قرن چهارم يكي از مورخان اسلامي از كرمانشاه به عنوان شهري زيبا در ميان اشجار و آبهاي روان ياد كرده است. در اوايل حكومت شاه اسماعيل صفوي سلطان مراد آق قويونلر با 70 هزار نفر كرمانشاه و همدان را اشغال كرد. صفويه براي جلوگيري از تجاوز احتمالي امپراطوري عثماني اين اين شهر را مورد توجه قرار داد. در زمان شيخ عليخان زنگنه(۱و۲)صدراعظم صفوي، به آباداني و رونق كرمانشاه افزوده شد ولي در دوره افشاريه مورد هجوم عثمانيها قرار گرفت. اما نادر شاه، عثمانيها را عقب راند ولي در اواخر زندگي نادر شاه، كرمانشاه با محاصره و تاراج عثمانيها مواجه شد و دستخوش آشوب فراواني گرديد. در سال 1267 هجري قمري امامقلي ميرزا از طرف ناصرالدين شاه به سرحدات كرمانشاه منصوب شد و مدت 25 سال در اين شهر حكومت كرد و در همين دوره بناهايي را احداث و به يادگار گذاشت. اين شهر در جنبش مشروطه سهمي به سزا داشت و در جنگ جهاني اول و دوم(۳) به تصرف قواي بيگانه در آمد و پس از پايان جنگ تخليه شد. همچنين اين شهر در جنگ تحميلي عراق عليه ايران، خسارات زيادي ديد.
۱- ضرب المثل معروف (( شاه بخشید ُ شیخ علی خان نبخشید )) یادگار اقدامات و مسلک همین شخص می باشد
۲-زنگنه: نام یکی از ایلات بزرگ کرد کرمانشاه
۳- در جریان اشغال کشور ایران توسط متفقین در جنگ جهانی دوم ارتش ایران بدون هیچ گونه مقاومتی تسلیم قوای اشغالگر شد و در این بین فقط واحد های مستقر در کرمانشاه که عموما" متشکل از جوانان غیور کرمانشاهی بود مردانه و تا آخرین نفر با قوای اشغالگر به مدت ۲ روز جنگید.

شهر کِرمانشاه مرکز استان کرمانشاه و یکی از هفت کلانشهر ایران است که از لحاظ آب و هوایی جزو مناطق معتدل کوهستانی قرار میگیرد.
کرمانشاه مرکز غرب کشور بوده و به مادرشهر کردها شهرت دارد.این شهر از شهرهای تاریخی و فرهنگی ایران بوده به دلیل قرارگیری در تقاطع دو محور شمال به جنوب و شرق به غرب و نیز همجواری با عراق و نیز واقع شدن بر سر راه کربلا و بغداد از اهمیت فوق العادهای برخوردار است.

(عکس از کامبیز - ح)
كرمانشاه از لحاظ بقاياي سكونتهاي پيش از تاريخ يكي از مناطق بسيار غني و مهم در ايران و غرب آسيا است.قديميترين آثار سكونت بشر در كرمانشاه مربوط به پارينه سنگي قديم است كه شامل چند تبر دستي سنگي است كه در منطقه گاكيه و غرب هرسين يافت شده است.اين آثار حداقل حدود 200 هزار سال قدمت دارند. آثار مهمي از دوران پارينه سنگي در غارهاي كرمانشاه كشف شده كه مربوط به دوره هاي پارينه سنگي مياني، جديد و فراپارينه سنگي است. نخستين غاري كه در ايران كاوش شد در بيستون كرمانشاه قرار دارد كه تنها بقاياي استخواني انسان نئاندرتال در ايران در آن كشف شده است. آثار سكونت نئاندرتالها همچنين در ساير غار هاي بيستون چون غار مر تاريك و غار مر آفتاب كشف شده است. در غار هاي شمال شهر كرمانشاه مثل قبه و دو اشكفت نيز ابزار هاي سنگي اين دوره يافت شده است.از دوره پارينه سنگي جديد و فراپارينه سنگي نيز آثاري در غارهاي مرخريل و كوليان كشف شده است. از كهنترين آثار سكونت روستا نشيني اوليه در غرب آسيا چندين مكان در اطراف كرمانشاه قرار دارند كه از ميان آنها مي توان به گنج دره در غرب هرسين و سراب و آسياب در شرق كرمانشاه اشاره كرد. لازم به ذكر است كه قديميترين مدارك اهلي كردن بز در تپه گنج دره شناسايي شده كه نتايج مطالعه آن اخيرا بوسيله پرفسور مليندا زيدر در نشريه معتبر ساينس منتشر شد.
ریشهٔ نام
نام کرمانشاه از دوره ساسانیان بر این شهر گذارده شدهاست. پیشتر این گوشه ایران را «قره میسین» میخواندهاند. ناگفته نماند که در یک مکتوب نام کرمانشاه را نخست لقب بهرام کرمانشاه (بهرام چهارم) نوشتهاند از این جهت که پیش از شاهی فرمانروای کرمان بودهاست. پس از پادشاهی او به افتخارش نام این شهر را کرمانشاه گذاشتند. در کتب قدیم که به زبان کردی است شهر کرمانشاه را {(مای)~ (ماد)} گفتهاند. دکتر میرجلالالدین کزازی، پژوهشگر، با این استدلال که «پادشاهان ساسانی در هر مکانی که حکومت بودهاند، بنایی به یادگار گذاشتهاند، حال آنکه در کرمانشاه چنین بنایی وجود ندارد» نوشته این مکتوب را رد میکند. ازین رو بسیاری بر این عقیده اند که این واژه احتمالا از همان واژه کرمانج مشتق گردیده است. هنوز در بسیاری از مناطق این استان، کرمانشاه را «کرماشان» میخوانند. به احتمال زیاد ریشه ی نام کرمانشاه، کرمانج، کرمانجان و کرماشان می باشد



