جایی در « جزیره سرگردانی » ، وقتی که سرهنگ از هستی تشکر می کند می گوید : « کمر روز شکست و تونگذاشتی کمر من بشکند »
سیمین عزیز دانشورمان اضافه می کند: « به خدا قسم تمام مردم این مملکت شاعرند »
نمونه های اینگونه شاعرانگی های اپیدمیک،اکولوژیک و ژنتیکی را در همه جا می شود دید و دیده اید. از پس کله مینی بوس های امامزاده فلانی و اتوبوس و خاور کامیون بگیر تا ویترین مغازه ها و در و دیوار و کوچه های متروک و شلوغ و خلاصه همه جاهایی که بشود چیزی نوشت،حالا ربطی داشته باشد یا نداشته باشد خدا عالم.
اخیراُ نمونه جالبی از فوران شعر طلبی مزمن را روی یک فیش بارکد دار خرید دیدم.

خداوکیلی هر کسی به نتیجه ای رسید که شعر حافظ پای این برگه چه کاره است به ما هم ارزانی دارد و از این جهل مطلق مارا رهانده عبد خود سازد.

به نقل از (خبر ورزشی)
*بازى ديروز شيرينفراز- نفت که به تساوى صفر- صفر انجاميد با جنجال عجيى همراه بود. شنيده مىشود قبل از بازى شيرينفرازىها نمىخواستند به مصاف نفت بروند اما بههر حال با وساطت مسئولان راضى شدند گام به ميدان بگذارند و خلاصه بازى با 35 تا 40 دقيقه تأخير برگزار شد ولى بعد از بازى اتفاقات عجيب و غريى رخ داد. آنجايى که عدهاى ناشناس با چوپ و چاقو (به سبک فيلمهاى آبگوشتى دهه 40) بر سر چند بازيکن شيرينفراز ريختند و حساى از خجالت آنها درآمدند! در اين درگيرىها يکى از بازيکنان شيرينفراز که چاقو خورده به شدت آسيب ديد و چند نفر ديگر هم مصدوم شدند. هنوز از انگيزه ضاربان خبرى در دست نيست اما اين قيل حرکات از سوى هر فرد يا گروهى که باشد مورد تأييد هيچکس نيست. ما اميدواريم شيرينفراز هرچه سريعتر به ساحل آرامش برسد و مردم خوب کرمانشاه را با بازىهاى خوب و بقا در ليگ راضى کند.
نکته: بر اساس گزارشهاى رسيده 5 بازيکن شيرينفراز در درگيرىهاى ديروز کتک خوردند.




