آرمان شهر (1)
ابتدا فقط يک شهر بود
نه شهرداري و نه هيچ ادارهء ديگري
هيچ کس خيابانها را به بهانه لوله کشي و کابل کشي و ... حفاري نمي کرد ، هيچ خياباني مسدود نميشد و اعصاب کسي هم بهم نمي ريخت ، بنابراين همه شاد و خندان بودند و احتياجي به پزشک و بيمارستان وتيمارستان نبود
هيچ بانکي وجود نداشت و به همين دليل کسي هم اختلاس نمي کرد و هيچ کس هم به فکر رانت خواري و کلاهبرداري نبود
هيچ اداره اي نبود و بنابراين کسي مجبور نبود بدنبال پارتي باشه و کسي هم رشوه نميداد و کسي هم رشوه نميگرفت
هيچ قانوني در اين شهر حاکم نبود و به همين دليل هيچ کس قانون را دور نميزد و هيچ کس هم قانون شکني نميکرد . و چون قانون شکنی وجود نداشت احتياجي به پليس و قاضي و زندان هم نبود
اين شهر فرماندار و بخشدار و .... نداشت و چون رئيس و مرئوسي نبود بنابراين همه يکسان بودند .
نه شهرداري و نه هيچ ادارهء ديگري
هيچ کس خيابانها را به بهانه لوله کشي و کابل کشي و ... حفاري نمي کرد ، هيچ خياباني مسدود نميشد و اعصاب کسي هم بهم نمي ريخت ، بنابراين همه شاد و خندان بودند و احتياجي به پزشک و بيمارستان وتيمارستان نبود
هيچ بانکي وجود نداشت و به همين دليل کسي هم اختلاس نمي کرد و هيچ کس هم به فکر رانت خواري و کلاهبرداري نبود
هيچ اداره اي نبود و بنابراين کسي مجبور نبود بدنبال پارتي باشه و کسي هم رشوه نميداد و کسي هم رشوه نميگرفت
هيچ قانوني در اين شهر حاکم نبود و به همين دليل هيچ کس قانون را دور نميزد و هيچ کس هم قانون شکني نميکرد . و چون قانون شکنی وجود نداشت احتياجي به پليس و قاضي و زندان هم نبود
اين شهر فرماندار و بخشدار و .... نداشت و چون رئيس و مرئوسي نبود بنابراين همه يکسان بودند .
هيچ انتخاباتي در اين شهر برگزار نميشد بنابراين هيچ کس هم وعده سر خرمن به کسي نمي داد و دروغ نمي گفت
چون هيچ پست و مقامي در کار نبود به همين دليل کسي هم باند بازي نميکرد و کسي هم به ديگري تهمت نمي زد
و اين داستان ادامه دارد....![]()
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۶ ساعت 8:14 توسط سینا
|